سیستم CRM قرار است اطلاعات مشتریان و سرنخهای فروش را منظم کند؛ اما اگر فروشنده همچنان مجبور باشد همه اطلاعات را دستی وارد کند، وضعیت لیدها را یکییکی بررسی کند، برای هر پیگیری یادآور بسازد و دائماً دنبال فرصتهای از دسترفته بگردد، بخش زیادی از ظرفیت CRM عملاً استفاده نمیشود.
در یک CRM معمولی، سیستم بیشتر نقش محل ثبت و نمایش اطلاعات را دارد. فروشنده باید اطلاعات را بررسی کند، تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهد و سپس آن کار را در سیستم ثبت کند. اما در یک CRM عاملمحور، عامل هوشمند میتواند بر اساس اطلاعات مشتری، سابقه تعاملات، مرحله فروش و قواعدی که برای کسبوکار تعریف شدهاند، بخشی از این فرآیند را بررسی و اجرا کند.
برای آشنایی بیشتر با این مفهوم، میتوانید مقاله سیآرام عاملمحور چیست؟ راهنمای کاربردی برای کسبوکارها را مطالعه کنید.
نکته مهم این است که منظور از اتوماسیون فروش، حذف فروشنده نیست. هدف این است که فروشنده زمان کمتری را صرف کارهای تکراری و اداری کند و زمان بیشتری برای ارتباط با مشتری، مذاکره و تصمیمگیری داشته باشد.
تفاوت CRM معمولی با CRM عاملمحور در فروش
در CRM سنتی، بسیاری از فعالیتها به شکل دستی انجام میشوند:
- ثبت اطلاعات لید
- تغییر مرحله فروش
- تعیین وظیفه برای فروشنده
- تنظیم یادآور
- بررسی سابقه مکالمات
- پیگیری لیدهای قدیمی
- تهیه گزارش
- تشخیص فرصتهای جدید
در این مدل، CRM اطلاعات را در اختیار فروشنده قرار میدهد و فروشنده باید خودش تصمیم بگیرد با این اطلاعات چه کاری انجام دهد. اما در CRM عاملمحور، عامل هوشمند میتواند اطلاعات را بررسی کند و بر اساس قوانین مشخص، اقدام بعدی را پیشنهاد دهد یا در مواردی که اجازه دارد، آن را اجرا کند.
برای مثال، فرض کنید یک کاربر فرم درخواست مشاوره را در سایت پر میکند. در یک فرآیند معمولی، اطلاعات در CRM ثبت میشود و سپس فروشنده باید آن را بررسی کند. اما در یک فرآیند عاملمحور، میتوان چنین زنجیرهای داشت:
ثبت لید → بررسی اطلاعات → تشخیص اطلاعات ناقص → دستهبندی لید → تعیین اولویت → ایجاد وظیفه برای فروشنده → پیشنهاد اقدام بعدی
این همان جایی است که اتوماسیون هوش مصنوعی زیمر میتواند بخشی از کارهای تکراری را از دوش تیم فروش بردارد.
اگر میخواهید تفاوت این دو رویکرد را دقیقتر بررسی کنید، مقاله تفاوت سیآرام سنتی و عاملمحور میتواند دید کاملتری به شما بدهد.
کدام بخشهای فرآیند فروش را میتوان خودکار کرد؟
قرار نیست همه فرآیند فروش یکباره به عامل هوشمند سپرده شود. معمولاً بهتر است ابتدا بخشهایی انتخاب شوند که تکراری، قابلاندازهگیری و دارای قواعد مشخص هستند.
۱. ثبت و ورود لیدها
یکی از اولین بخشهایی که میتوان خودکار کرد، ورود اطلاعات مشتری به CRM است.
لید ممکن است از کانالهای مختلف وارد شود:
- فرم سایت
- فروشگاه آنلاین
- شبکههای اجتماعی
- پیامرسانها
- تماس تلفنی
- کمپینهای تبلیغاتی
- صفحات فرود
اگر هرکدام از این اطلاعات بهصورت جداگانه ثبت شوند، احتمال ایجاد اطلاعات ناقص یا تکراری افزایش پیدا میکند. عامل هوشمند میتواند اطلاعات ورودی را بررسی کند و در صورت نیاز، آن را برای ثبت در CRM آماده کند.
۲. بررسی کامل بودن اطلاعات لید
همه لیدها با اطلاعات کامل وارد سیستم نمیشوند. ممکن است نام مشتری ثبت شده باشد اما شماره تماس ناقص باشد، یا محصول موردنظر مشخص نباشد. عامل میتواند بر اساس فیلدهای ضروری که برای کسبوکار تعریف شدهاند، اطلاعات را بررسی کند و موارد ناقص را مشخص کند. در نتیجه فروشنده بهجای اینکه هنگام کار با لید متوجه نقص اطلاعات شود، میتواند از همان ابتدا بداند چه چیزی باید تکمیل شود.
۳. تخصیص لید به فروشنده مناسب
در تیمهای فروش، همه لیدها الزاماً نباید به یک فروشنده واگذار شوند. میتوان قواعدی برای تخصیص تعریف کرد؛ مثلاً بر اساس:
- نوع محصول
- منطقه جغرافیایی
- اندازه مشتری
- مرحله فروش
- تخصص فروشنده
- منبع ورود لید
- ظرفیت فعلی هر فروشنده
عامل هوشمند میتواند بر اساس این قواعد، لید را برای تخصیص پیشنهاد دهد یا در صورت وجود مجوز لازم، آن را به فروشنده مربوطه اختصاص دهد.
۴. ایجاد وظیفه و یادآوری پیگیری
یکی از مشکلات رایج فروش این است که یک لید ثبت میشود، اما پیگیری آن بهموقع انجام نمیشود. ممکن است فروشنده تماس گرفته باشد اما مرحله بعدی مشخص نشده باشد. یا مشتری گفته باشد هفته آینده تماس بگیرید و این موضوع در سیستم ثبت نشده باشد. عامل میتواند بر اساس وضعیت لید و سابقه تعامل، وظیفه بعدی را پیشنهاد کند.
مثلاً:
این لید سه روز است پاسخی دریافت نکرده؛ پیشنهاد میشود امروز پیگیری شود.
یا:
مشتری درخواست ارسال قیمت کرده و هنوز اقدامی ثبت نشده است؛ ایجاد وظیفه ارسال پیشنهاد قیمت.
این نوع اتوماسیون در کنار مدیریت سرنخ با عامل هوشمند میتواند احتمال فراموش شدن پیگیریها را کاهش دهد.
۵. خلاصهسازی مکالمات فروش
فروشنده ممکن است در طول روز با دهها مشتری صحبت کند. ثبت دستی تمام جزئیات این مکالمات زمانبر است و در بسیاری از موارد اطلاعات مهم ناقص ثبت میشود. عامل هوشمند میتواند اطلاعات مکالمه یا تعاملات ثبتشده را خلاصه کند و مواردی مانند نیاز مشتری، اعتراضها، درخواستها و اقدام بعدی را در اختیار فروشنده قرار دهد. این کار باعث میشود فروشنده برای فهمیدن سابقه یک مشتری مجبور نباشد تمام پیامها و یادداشتهای قبلی را دوباره بررسی کند.
۶. پیشنهاد اقدام بعدی
یکی از کاربردهای مهم عامل هوشمند این است که بر اساس وضعیت فعلی فرصت فروش، اقدام بعدی را پیشنهاد دهد.
برای مثال:
- تماس با مشتری
- ارسال اطلاعات تکمیلی
- پیگیری پیشنهاد قیمت
- تنظیم جلسه
- ارسال یادآوری
- انتقال فرصت به مرحله بعد
در این حالت CRM فقط نمیگوید «وضعیت مشتری چیست»، بلکه میتواند به فروشنده کمک کند بفهمد قدم بعدی چه میتواند باشد.
اولویتبندی لیدها با عامل هوشمند
یکی از کاربردهای مهم CRM عاملمحور، کمک به فروشنده برای تشخیص این است که کدام لید باید زودتر بررسی شود. فرض کنید یک فروشنده ۵۰ لید فعال دارد. بررسی دستی تمام آنها و تشخیص اینکه کدام مشتری احتمال بیشتری برای ادامه فرآیند خرید دارد، زمانبر است. عامل هوشمند میتواند با استفاده از دادههای موجود، لیدها را بر اساس قواعد مشخص اولویتبندی کند.
برای مثال:
- میزان تناسب نیاز مشتری با محصول
- میزان تعامل مشتری
- منبع ورود لید
- مرحله فعلی فروش
- فوریت نیاز
- سابقه خرید
- آخرین زمان تعامل
- پاسخ یا عدم پاسخ مشتری
اما یک نکته مهم وجود دارد: اولویتبندی نباید به یک عدد بدون توضیح تبدیل شود. فروشنده باید بتواند بفهمد چرا یک لید در اولویت قرار گرفته است.
برای مثال:
این لید به دلیل تعامل اخیر، تطابق بالای نیاز با محصول و درخواست مستقیم برای دریافت قیمت در اولویت پیگیری قرار گرفته است. این توضیح به فروشنده کمک میکند تصمیم عامل را بررسی و در صورت نیاز اصلاح کند.
همکاری فروشنده و عامل هوشمند؛ نه جایگزینی فروشنده
یکی از مهمترین تفاوتهای اتوماسیون فروش با جایگزینی کامل نیروی انسانی همین موضوع است. هدف CRM عاملمحور این نیست که فروشنده را از فرآیند حذف کند.
عامل میتواند کارهایی مانند موارد زیر را انجام دهد:
- جمعآوری اطلاعات
- خلاصهسازی مکالمات
- بررسی وضعیت لیدها
- تشخیص اطلاعات ناقص
- پیشنهاد اقدام بعدی
- ایجاد وظیفه
- یادآوری پیگیری
- اولویتبندی
- تهیه گزارش
اما تصمیمهای حساس همچنان میتوانند در اختیار فروشنده باقی بمانند.
برای مثال:
- مذاکره قیمت
- تخفیف ویژه
- تغییر شرایط قرارداد
- رسیدگی به شکایت حساس
- تعهدات مالی
- قراردادهای مهم
میتوانند نیازمند تأیید انسانی باشند.
در واقع، یک طراحی مناسب باید مشخص کند عامل چه کاری را میتواند پیشنهاد دهد، چه کاری را میتواند اجرا کند و چه کاری حتماً نیاز به تأیید فروشنده دارد.
کنترل انسانی در اتوماسیون فروش
هرچه یک سیستم هوشمند اختیار بیشتری داشته باشد، اهمیت کنترل و نظارت بیشتر میشود. برای همین بهتر است پیش از پیادهسازی مشخص شود:
عامل چه اطلاعاتی را میتواند مشاهده کند؟
مثلاً اطلاعات تماس، سابقه خرید، مکالمات، وضعیت سفارش یا اطلاعات مالی.
عامل چه اقداماتی را میتواند انجام دهد؟
مثلاً ایجاد وظیفه، تغییر مرحله فروش یا ارسال پیام اولیه.
کدام اقدامات نیاز به تأیید دارند؟
مثلاً تغییر قیمت، ارائه تخفیف یا ارسال پیشنهاد قراردادی.
اگر اطلاعات ناقص یا متناقض باشد چه اتفاقی میافتد؟
سیستم باید بهجای حدس زدن، بتواند موضوع را به فروشنده ارجاع دهد.
آیا فعالیتهای عامل قابل بررسی هستند؟
فروشنده و مدیر فروش باید بتوانند ببینند چه اطلاعاتی بررسی شده و چه اقدامی انجام شده است.
این کنترلها باعث میشوند اتوماسیون فروش بهجای تبدیل شدن به یک سیستم غیرقابلکنترل، به یک دستیار عملیاتی برای تیم فروش تبدیل شود.
اتصال CRM به کانالهای فروش
فروش امروز معمولاً فقط در CRM اتفاق نمیافتد. ممکن است مشتری ابتدا از سایت وارد شود، بعد در شبکه اجتماعی سؤال بپرسد و در نهایت از طریق پیامرسان یا تماس تلفنی ادامه فرآیند را انجام دهد. اگر این اطلاعات به هم متصل نباشند، تصویر کاملی از مشتری در اختیار فروشنده قرار نمیگیرد. به همین دلیل، یکی از بخشهای مهم اتوماسیون فروش، اتصال CRM به کانالهای مختلف است.
برای مثال میتوان اطلاعات میان:
سایت + CRM + فروشگاه آنلاین + شبکههای اجتماعی + پیامرسانها
را در یک فرآیند مشخص به هم متصل کرد.
برای کسبوکارهایی که هم فروش آنلاین دارند و هم فرآیند فروش مبتنی بر ارتباط با مشتری، یکپارچهسازی CRM و فروشگاه آنلاین میتواند بخشی از این زیرساخت را پوشش دهد.
همچنین در صورت نیاز به ارتباط فرآیند فروش با پیامرسانها و کانالهای ارتباطی، اتوماسیون ارتباط با مشتری در شبکههای اجتماعی و واتساپ میتواند بخشی از این فرآیند را پوشش دهد.
یک نمونه فرآیند اتوماسیون فروش با CRM عاملمحور
فرض کنید یک مشتری از طریق فرم سایت درخواست مشاوره برای خرید یک محصول را ثبت میکند.
فرآیند میتواند به این شکل باشد:
مرحله ۱: اطلاعات مشتری وارد CRM میشود.
مرحله ۲: عامل هوشمند کامل بودن اطلاعات را بررسی میکند.
مرحله ۳: نوع نیاز و محصول موردنظر مشخص میشود.
مرحله ۴: لید بر اساس قواعد تعریفشده دستهبندی میشود.
مرحله ۵: لید به فروشنده مناسب اختصاص داده میشود.
مرحله ۶: عامل خلاصهای از اطلاعات موجود و سابقه تعامل را آماده میکند.
مرحله ۷: برای فروشنده وظیفه پیگیری ایجاد میشود.
مرحله ۸: فروشنده با مشتری تماس میگیرد.
مرحله ۹: نتیجه تماس در CRM ثبت میشود.
مرحله ۱۰: عامل بر اساس نتیجه تماس، اقدام بعدی را پیشنهاد میدهد.
مرحله ۱۱: اگر اقدام بعدی حساس باشد، اجرای آن به تأیید فروشنده نیاز خواهد داشت.
در این مدل، CRM فقط یک محل ذخیره اطلاعات نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند فروش را به شکل فعال مدیریت میکند.
چه معیارهایی برای سنجش اتوماسیون فروش مهم هستند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که موفقیت اتوماسیون فقط با تعداد وظایف خودکارشده اندازهگیری شود. اما برای تیم فروش، معیارهای مهمتری وجود دارند.
برای مثال:
- میانگین زمان پاسخگویی به لید
- درصد لیدهای دارای اطلاعات کامل
- تعداد پیگیریهای از دسترفته
- زمان صرفشده برای ورود دستی اطلاعات
- تعداد فرصتهای بدون اقدام بعدی
- میزان بهبود کیفیت دادههای CRM
- تعداد لیدهای قدیمی که دوباره فعال شدهاند
- میزان استفاده فروشندگان از پیشنهادهای عامل
- میزان خطا در تخصیص لید
- تغییر نرخ تبدیل در مراحل مختلف فروش
این شاخصها کمک میکنند مشخص شود اتوماسیون واقعاً چه تغییری در فرآیند ایجاد کرده است.
برای بررسی عمیقتر ارتباط CRM عاملمحور با رشد فروش، مقاله افزایش فروش با سیآرام عاملمحور؛ از سرنخ تا قرارداد را هم بخوانید.
از کجا اتوماسیون فروش را شروع کنیم؟
لازم نیست از همان ابتدا کل فرآیند فروش را خودکار کنید. اتفاقاً شروع محدود معمولاً امکان اندازهگیری و اصلاح بیشتری ایجاد میکند.
۱. فرآیند فعلی را مستند کنید
اول مشخص کنید لید از کجا وارد میشود، چه کسی آن را دریافت میکند، چه مراحلی را طی میکند و در کجاها معمولاً پیگیری متوقف میشود.
۲. کارهای تکراری را پیدا کنید
ببینید فروشندگان بیشترین زمان را برای چه فعالیتهایی صرف میکنند.
ورود داده؟
پیگیری؟
گزارشگیری؟
خلاصهسازی مکالمات؟
تخصیص لید؟
۳. سطح اختیار عامل را مشخص کنید
برای هر فعالیت مشخص کنید عامل:
فقط پیشنهاد بدهد،
پیشنهاد بدهد و منتظر تأیید بماند،
یا
مستقیماً اجرا کند.
۴. از یک سناریوی محدود شروع کنید
مثلاً فقط مدیریت لیدهای ورودی سایت را خودکار کنید. بعد از بررسی نتایج، سناریوهای بیشتری اضافه کنید.
۵. نتیجه را اندازهگیری کنید
قبل و بعد از اجرای اتوماسیون، زمان پاسخ، تعداد پیگیریهای از دسترفته، کیفیت داده و زمان صرفشده توسط فروشندگان را مقایسه کنید.
۶. سپس فرآیند را توسعه دهید
بعد از اینکه یک سناریو به شکل پایدار کار کرد، میتوان اتوماسیون را به سایر بخشهای فروش گسترش داد.
آیا هر کسبوکاری به CRM عاملمحور نیاز دارد؟
نه لزوماً. اگر حجم لید بسیار پایین باشد، فرآیند فروش ساده باشد و تیم فروش بتواند تمام پیگیریها را بدون مشکل مدیریت کند، ممکن است در حال حاضر نیاز به اتوماسیون گسترده وجود نداشته باشد. اما وقتی تعداد لیدها افزایش پیدا میکند، کانالهای فروش بیشتر میشوند، پیگیریها فراموش میشوند یا اطلاعات مشتریان در چند سیستم پراکنده است، استفاده از اتوماسیون میتواند ارزش بیشتری ایجاد کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط «داشتن CRM» نیست؛ مسئله این است که CRM چقدر میتواند در اجرای فرآیند فروش به تیم کمک کند.
اگر فرآیند فروش شما ویژگیهای خاصی دارد، استفاده از اتوماسیون هوش مصنوعی متناسب با کسبوکار میتواند به جای تحمیل یک فرآیند آماده، سیستم را با گردش کار واقعی مجموعه هماهنگ کند.
اشتباهات رایج در اتوماسیون فروش
خودکار کردن فرآیند نامشخص
اگر فرآیند فروش هنوز مشخص نیست، اتوماسیون فقط همان بینظمی را سریعتر میکند.
ورود اطلاعات بیکیفیت
عامل هوشمند هرچقدر هم قدرتمند باشد، دادههای ناقص و اشتباه میتوانند خروجی آن را تحت تأثیر قرار دهند.
دادن اختیار بیش از حد
نباید از همان ابتدا تصمیمهای حساس را بدون کنترل انسانی به عامل سپرد.
اندازهگیری فعالیت بهجای نتیجه
اینکه عامل چند وظیفه ساخته یا چند لید را پردازش کرده، بهتنهایی نشاندهنده موفقیت نیست. باید بررسی کرد آیا پاسخگویی بهتر شده؟ پیگیریها کمتر از دست رفتهاند؟ زمان فروشنده آزاد شده؟ کیفیت فرآیند بهتر شده است؟
نادیده گرفتن بازخورد فروشندگان
فروشنده کسی است که هر روز با فرآیند واقعی کار میکند. بازخورد او میتواند مشخص کند کدام اتوماسیون واقعاً مفید است و کدام بخش نیاز به اصلاح دارد.
آیا عامل هوشمند جای فروشنده را میگیرد؟
در اغلب فرآیندهای فروش، هدف اصلی اتوماسیون، جایگزین کردن فروشنده نیست. عامل هوشمند میتواند کارهای تکراری و زمانبر را انجام دهد و اطلاعات موردنیاز را برای تصمیمگیری بهتر در اختیار فروشنده قرار دهد. در نتیجه فروشنده میتواند زمان بیشتری را برای فعالیتهایی مانند:
- مذاکره
- شناخت نیاز مشتری
- ایجاد رابطه
- حل مسئله
- مدیریت فرصتهای مهم
- نهایی کردن قرارداد
صرف کند. بنابراین بهتر است به جای پرسیدن اینکه «آیا هوش مصنوعی جای فروشنده را میگیرد؟»، سؤال را اینطور مطرح کنیم:
کدام بخش از کار فروشنده را میتوان خودکار کرد تا فروشنده روی بخشهای ارزشمندتر تمرکز کند؟
سوالات متداول
اتوماسیون فروش با سیآرام عاملمحور چیست؟
اتوماسیون فروش با سیآرام عاملمحور یعنی استفاده از عاملهای هوشمند در فرآیند CRM برای بررسی اطلاعات مشتریان و لیدها، اولویتبندی فرصتها، ایجاد وظیفه، پیشنهاد اقدام بعدی و اجرای برخی فعالیتهای مشخص فروش. در این مدل، CRM فقط محل ذخیره اطلاعات نیست و میتواند در بخشهایی از فرآیند فروش نقش فعالتری داشته باشد.
CRM عاملمحور چه تفاوتی با CRM معمولی دارد؟
CRM معمولی بیشتر برای ثبت، ذخیره و نمایش اطلاعات مشتری و فرصتهای فروش استفاده میشود و بسیاری از اقدامات بهصورت دستی توسط فروشنده انجام میشوند. در CRM عاملمحور، عامل هوشمند میتواند اطلاعات را بررسی کند، الگوهای مشخص را تشخیص دهد و بر اساس قواعد تعریفشده، اقدام بعدی را پیشنهاد یا در موارد مجاز اجرا کند.
آیا CRM عاملمحور جای فروشنده را میگیرد؟
خیر. هدف اصلی CRM عاملمحور، خودکار کردن فعالیتهای تکراری و کمک به فروشنده در مدیریت اطلاعات و پیگیری فرصتهاست. تصمیمهای حساس مانند مذاکره، قیمتگذاری، تخفیف، قرارداد و برخی ارتباطات مهم میتوانند همچنان تحت کنترل فروشنده باقی بمانند.
کدام فعالیتهای فروش را میتوان با CRM عاملمحور خودکار کرد؟
بسته به فرآیند هر کسبوکار، فعالیتهایی مانند ثبت لید، بررسی اطلاعات ناقص، دستهبندی مشتریان، تخصیص لید، ایجاد وظیفه، یادآوری پیگیری، خلاصهسازی مکالمات، اولویتبندی فرصتها و پیشنهاد اقدام بعدی میتوانند برای اتوماسیون مناسب باشند.
آیا میتوان عامل هوشمند را به CRM فعلی متصل کرد؟
در بسیاری از موارد امکان اتصال وجود دارد، اما روش اجرا به CRM مورد استفاده، ساختار دادهها، قابلیتهای اتصال و فرآیندهای فعلی کسبوکار بستگی دارد. به همین دلیل قبل از اجرا باید زیرساخت و گردش کار فعلی بررسی شود.
چگونه لیدها را با CRM عاملمحور اولویتبندی کنیم؟
میتوان قواعد اولویتبندی را بر اساس عواملی مانند میزان تعامل مشتری، نیاز، تناسب محصول، منبع ورود، مرحله فروش، فوریت و سابقه خرید تعریف کرد.
نکته مهم این است که سیستم بهتر است فقط یک امتیاز ارائه ندهد و دلیل اولویتبندی را نیز برای فروشنده قابلفهم کند.
آیا برای استفاده از CRM عاملمحور به تیم فنی بزرگ نیاز است؟
الزاماً نه. میزان پیچیدگی پیادهسازی به تعداد سیستمهای متصل، فرآیند فروش، سطح اتوماسیون موردنیاز و زیرساخت فعلی کسبوکار بستگی دارد. بهتر است ابتدا یک سناریوی مشخص و محدود انتخاب شود و سپس بر اساس نتیجه، دامنه اتوماسیون گسترش پیدا کند.
مهمترین ریسک اتوماسیون فروش چیست؟
یکی از ریسکهای اصلی، خودکار کردن یک فرآیند نامشخص یا دادن اختیار بیش از حد به سیستم بدون تعریف قوانین و کنترلهای لازم است. کیفیت داده نیز اهمیت زیادی دارد؛ چون اطلاعات ناقص یا اشتباه میتوانند باعث پیشنهادها یا اقدامات نامناسب شوند.
از کجا باید اتوماسیون فروش را شروع کنیم؟
بهترین نقطه شروع، بررسی فرآیند فعلی فروش و پیدا کردن فعالیتهایی است که هم تکراری هستند و هم قابلیت اندازهگیری دارند. برای مثال میتوان از ثبت لید، ایجاد وظیفه پیگیری یا اولویتبندی سرنخها شروع کرد و بعد از اندازهگیری نتایج، اتوماسیون را توسعه داد.
جمعبندی
اتوماسیون فروش با سیآرام عاملمحور قرار نیست صرفاً چند کار تکراری را حذف کند. هدف اصلی، تبدیل CRM از یک سیستم ثبت اطلاعات به بخشی فعالتر از فرآیند فروش است. عامل هوشمند میتواند اطلاعات لیدها را بررسی کند، دادههای ناقص را تشخیص دهد، فرصتها را اولویتبندی کند، وظایف پیگیری ایجاد کند، مکالمات را خلاصه کند و اقدام بعدی را پیشنهاد دهد. در عین حال، فروشنده همچنان میتواند کنترل تصمیمهای حساس را در اختیار داشته باشد.
بهترین نقطه شروع نیز معمولاً خودکار کردن همهچیز نیست؛ بلکه پیدا کردن یک بخش مشخص و پرتکرار از فرآیند فروش، اندازهگیری نتیجه و سپس توسعه تدریجی اتوماسیون است.
اگر میخواهید بدانید در فرآیند فروش کسبوکار شما کدام فعالیتها قابلیت اتوماسیون دارند و CRM عاملمحور چطور میتواند در آن پیاده شود، میتوانید از مشاوره رایگان اتوماسیون و هوش مصنوعی زیمر استفاده کنید.
یا اگر آماده بررسی یک راهکار متناسب با فرآیندهای واقعی کسبوکارتان هستید، از شروع کار با زیمر اقدام کنید.
